السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الرضا ( ع ) 137

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

و حضرت امام رضا عليه السلام احساس مىكرد كه اين پيشنهاد روى و ريايى بيش نيست و كسى كه براى بدست آوردن اين حكومت برادر خود را كشته بود ، به اين آسانى حاضر نيست دست از آن بردارد ، از طرفى حضرت رضا عليه - السلام ملاحظه مىفرمود كه آن‌چنان اطرافيان و واليان و وابستگان بنى عباس با مال‌اندوزى و تجملات و تشريفات خو گرفته‌اند كه برهم زدن اوضاع آنان و ايجاد حكومت حق و عدالت كار آسانى نيست و آنان تحمل عدل آن حضرت را نخواهند كرد . ازاين‌رو به هيچ وجه زير بار اين پيشنهاد نرفت . مامون سرانجام اصرار كرد كه حضرت امام رضا عليه السلام ولايتعهدى او را بپذيرند ، بدان ترتيب كه پس از مرگ مامون حكومت به آن حضرت و خاندان على عليه السلام منتقل شود . امام رضا عليه السلام با اكراه و اجبار اين مقام را پذيرفت ، اما بدان شرط كه در اوضاع جارى عزل و نصب واليان و فرمانروايان دخالتى نكند ، مبادا جرائم و تجاوزات آنان به حساب وى گذارده شود و يا تصويب و موافقت آن حضرت سرپوشى بر روى تخلفات و هوسرانيهاى حكمرانان گردد . حضرت رضا عليه السلام با آنكه در مقام ولايتعهدى از همه كس به مامون نزديكتر بود ، در تمام دوران همنشينى خود با مامون ، هيچ‌گاه به مامون خوش‌آمد نگفت و يا عمل خلافى را امضا نكرد و بخاطر او از بيان حق سر باز نزد . حضرت امام رضا عليه السلام روز به روز محبوبيت و موقعيتش در بين مردم افزوده مىشد . چنان كه وقتى به اصرار مامون براى نماز عيد به سمت بيابان حركت كرد ، هزاران نفر از مردم شهر بدنبال او به راه افتادند و شيون و ضجهء عجيبى سراسر شهر را فرا گرفت و اين شور و هيجان مردم ، مامون را بوحشت انداخت و بر موقعيت خويش ترسيد . ازاين‌رو از حضرت تقاضا كرد كه از برگزاردن نماز عيد منصرف شده و به خانه برگردد . در روزگار مامون محافل و مجالس علمى رونق فراوانى داشت و با